ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1560

سفرنامه شاردن ( فارسى )

مدخلهايى است . و ميان طاقها سنگهايى به بلندى شش پا چنان تعبيه شده كه بتوان حتى هنگامى كه آب به ارتفاع شش پا از روى زير بنا جريان دارد ، از زير پل گذشت ، آرايش و استحكام و زيبايى قسمت بالاى پل كم از قسمت زيرينش نيست . بر روى ديوارها يا جان پناههاى هر دو طرف و سرتاسر پل كه دوازده پا بلندى دارد طاقهايى زده شده ، و زير آنها راهى است كه يك نفر به راحتى مىتواند از آن بگذرد . ديوارهاى نامبرده از جانب درون و بيرون با كاشيهاى زيبا آرايش يافته ، بالاى آن مسطح و مجهز به دو جان پناه مشبك ، و چنان است كه سه نفر مىتوانند در كنار هم به راحتى از آن بگذرند . در دو انتهاى پل چهار كلاه فرنگى زيبا ، و در وسط آن دو كلاه فرنگى بزرگ‌تر همانند يك محوطهء شش ضلعى ساخته شده ، و هر دو سقفى زيبا و پرشكوه دارند . درون اين كلاه فرنگيها از بالا تا پايين با نقاشيها و تزيينات بسيار زيبا آرايش يافته ، و نيز بر آنها كتيبه‌هايى از اشعار و سخنان نغز حكيمانه است ، و معنى يكى از آن قطعات منثور چنين است : « دنيا در حقيقت مانند پلى است ، آن را بگذار و بگذر . بر اين رهگذر هرچه را مىنگرى اندازه بگير و بسنج و درياب كه همه جا بدى بر نيكى سايه افگنده ، و بر آن فزونى يافته است . » نام بابا ركن الدين كه بر اين پل نهاده‌اند از اسم بزرگ‌ترين و معروف ترين گورستانهاى اصفهان كه بدين نام خوانده مىشود گرفته شده ؛ و به نام درويش پارسايى است كه در زمانهاى بسيار قديم مىزيسته ، و در اين گورستان به خاك رفته است ، و مقبره‌اى از سنگ مرمر بر خاكش برآورده‌اند . گنبد مقبرهء بابا ركن الدين از درون و بيرون با كاشيهاى نگارين و خوش رنگ پوشيده شده است . شاه عباس بزرگ چون دريافت كه مردم اصفهان بدين ولىّ درگذشته اعتقاد راستين دارند خوشامدايشان اين مقبره را برآورد . وقتى مسافران از شيراز به اصفهان مىآيند از مسافتى مانده به پايتخت آن را به شكل مخروط مىبينند . در جانب چپ رو به سوى آبادى شهرستان قبرستان هندوان است ، اگر بتوان جايى را كه هندوان جسد مردگان خود را مىسوزانند قبرستان ناميد . قبرستان هندوان هميشه بايد بر كنار آب باشد تا طبق آيينشان نخست جسد مردگان خود را به آب بشويند ، از آن پس به آتش بسوزانند ، و در پايان كار خاكستر آنها را در آب بريزند . به وقت بازگشتن از آن‌جا راه به دو كاخ سلطنتى مىرسد كه يكى از آنها كاخ